در دل شبهای پرهراس، زمانی که سایهها بلندتر میشوند و کابوسها واقعیتر به نظر میرسند، داستان «هیولایی فرا میخواند» آغاز میشود. این رمان، روایتی تکاندهنده از پسری به نام کانر است که با غم از دست دادن مادرش دست و پنجه نرم میکند. در این میان، هیولایی باستانی از دل درخت کهنسال حیاط پشتیشان سر بر میآورد و کانر را به سفری پرمخاطره در دنیای واقعیت و خیال دعوت میکند. هیولا، نه برای ترساندن، بلکه برای کمک به کانر آمده است تا با حقیقت تلخ روبرو شود و قدرت پذیرش را در خود بیابد. این داستان، کاوشی عمیق در مفاهیم غم، فقدان، و شجاعت است.
- موضوع: رویارویی با غم و فقدان
- مناسب برای: نوجوانان و بزرگسالان
- ژانر: فانتزی، درام
- پیام اصلی: پذیرش حقیقت و یافتن شجاعت درونی



تایید شده توسط دیجیکالا
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.