در رمان «نخلهای وحشی»، ویلیام فاکنر دو داستان مجزا را به موازات هم روایت میکند که در نهایت به شکلی غیرمنتظره به هم گره میخورند. داستان اول، ماجرای عشق پرشور و ویرانگر بین یک دانشجوی پزشکی به نام هری ویلبرن و شارلوت ریوتر، زن شوهرداری است که زندگی مرفه خود را برای فرار با هری رها میکند. آنها در جستجوی آزادی و خوشبختی به دل طبیعت پناه میبرند، اما با واقعیتهای تلخ زندگی و عواقب انتخابهای خود روبرو میشوند. داستان دوم، سرگذشت یک محکوم است که پس از نجات زنی باردار در جریان یک سیل، به طور موقت از زندان آزاد میشود. او در تلاش برای بازگشت به زندگی عادی، با چالشهای اخلاقی و اجتماعی متعددی مواجه میشود. فاکنر در این رمان به مضامینی چون عشق، هوس، آزادی، مسئولیت و تقابل انسان با طبیعت میپردازد.
- کاوش در اعماق روان انسان
- تصویرسازیهای بدیع از طبیعت
- روایتی غیرخطی و جذاب
- پرداختن به مسائل اجتماعی و اخلاقی



تایید شده توسط دیجیکالا
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.