“سالار مگسها” اثر ویلیام گلدینگ، داستانی تکاندهنده و نمادین از سقوط انسان به ورطهٔ وحشیگری است. گروهی از پسران مدرسهای بریتانیایی در جزیرهای دورافتاده پس از سقوط هواپیما سرگردان میشوند. در ابتدا، آنها تلاش میکنند تا جامعهای متمدن بر اساس قوانین و دموکراسی ایجاد کنند، اما با گذشت زمان، ترس، حسادت و عطش قدرت، آنها را به سوی خشونت و بیرحمی سوق میدهد. رالف، رهبر منتخب، نماد عقلانیت و نظم است، در حالی که جک، شکارچی سرکش، نمایندهٔ غرایز حیوانی و میل به سلطه است. این رمان، تصویری تلخ از ماهیت انسان و شکنندگی تمدن ارائه میدهد.
- کاوشی در ماهیت انسان
- نمادی از تقابل تمدن و وحشیگری
- داستانی تکاندهنده و فراموشنشدنی



تایید شده توسط دیجیکالا
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.